![]() |
![]() |
![]() |
نویسنده : اسی |
وبلاگ شخصی اسی |
| |
| |
| |
| |
|
|
| |
| |
| |
| |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
لینک
ما |
|
|
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
| |
|
|
آرشیو موضوعی |
عمومی
(1) نوشته های من
(4) عاشقانه
(4) حرفهای او
(4) |
|
|
آبان 1386
( 1 ) مهر 1386
( 1 ) شهریور 1386
( 1 ) مرداد 1386
( 6 ) تیر 1386
( 4 ) |
|
|
| امروز : بازدیدهای امروز: بازدیدهای دیروز: كل بازدیدها: كل مطالب: كل نظرات: ایجاد صفحه: - ثانیه |
ای به قهر از کنار من رفته
جز تو دیگر مراپناهی نیست
جز محبت که سخت ارزان است
دل دیوانه را گناهی نیست
بکجا میروی ؟ که هستی من
بسته آن نگاه و لبخند است
بکجا میروی که رشته عمر
بوجود توآشنا ، بند است
بکجا میروی تو ای ساقی
مشکن ساغر وفای مرا
بنسیم سحر گهان مسپار
آنچه گفتی وگفته های مرا
نغمه سر کن دوباره با دل من
که صدای تو ساز غمگین است
ای بقهر از کنار من رفته
آرزوی تو نیز شیرین است
باز گرد ای تمام امیدم
بی تو ساز شکسته را مانم
بی تو وآسمان چشمانت
مرغک بال بسته را مانم
دل تو گر که بی من آرامست
در دل من خروش طوفانست
در سکوت نگاه غمگینم
قصه های نگفته پنهانست
بی من آری، تو خفته ای آرام
بی تو چشم من است وبیداری
بی تام با توهر کجا هستی
گر نباشد ترا سر یاری
ای مسافر بیا که از شادی
پر زگل سازم آشیان ترا
گر بیائی ببوسه میبندم
ای همه هستیم ، دهان ترا
-------------------------------------------------------------------------
من ساده هستم امبد دارم دوستان خوب بخونن وبهتر منو احسان رو بشناسن.
عزیزم احسان میدونم که من خیلی رنجوندمت هنوزم شرمنده توام.
همیشه منتظر این بودم روز تولدم رو با صدای کسی آغاز کنم که همیشه منتظر دیدنش وشنیدن حرفاش بودم این روز آمد وبا صدای احسان من اتفاق افتاد.
یادته روز اول می گفتم دوست دارم احسان واقعا دوست دارم.......
احسان جان از اینکه تو حرفات مدا م بهم بگی تو دروغگوئی احساس ناراحتی زیاد میکنم فکر می کنم به من اعتماد نداری هر حرفی که من به شما زده ام همش دروغ بوده.
دوست ندارم از من برنجی آرزوم بوده در کنار کسی که آرزو داشتم زندگی کنم اونم توئی!!!! دوست دارم با تما م وجود
شرمنده توام از اینکه همش ناراحتت میکنم دست خودم نیست همیشه می خوام خوب پیش بره بر عکس میشه............
منو احسان کسانی هستیم که حتی کسی تو ذهنش نمی تونه رلجب ما فکر کنه تا برسه به واقعیت!!!!!
عزیزم احسان بازم می گم دوست دارم
نوشته شده
توسط : ساده
نوع مطلب : نوشته های من ,
نظر شخصی به مدیر
شعرامو دست کاری نکن
قافیه هام خراب میشن
بهم نگو دوسَم داری
قسم نخور به جون من
اَزم نخوا تو شعرام از
عشقِ به تو حرفی بزنم
دیگم خیالاتی نشو
کی گفته عاشقت منم
خمم به ابروهات بیاد
حوصلتو سر می برم
حتی شب تولدت
هیچی برات نمی خرم
گریه نکن بدم میاد
اخماتو وا کن و برو
اینجا کسی دل نمیده
به چشمای سیاه تو
هرچی دلت میخواد بگو
برو بگو که بی وفام
اصلاً چقد باید بدم
عاشق و دیوونه نخوام
خمم به ابروهات بیاد
حوصلتو سر می برم
حتی شب تولدت
هیچی برات نمی خرم
دل من بدجور گرفته
کاش بیای کنار من
اومدی یک بار صدام کن
تو بگو به جان من
داره اشکام در می یاد
تو رو خدا یک زنگ بزن
من که مردم از جدایی
تو یک بار لبخند بزن
تو بگو که من بدم من بیوفام
تو رو خدا فقط یک بار یک حرفی با من توبزن
من منتطر نزار محض خدا یه قول بده
که نو هستی بامن همیشه پابه پای من
نوشته شده
توسط : اسی
نوع مطلب : عاشقانه ,
نظر شخصی به مدیر
کاش!
بدونم از کدوم جاده میای
تا دو تا دستامو دروازه کنم
گریه هامو سربدم رو دامنت
روی سینه ات نفسی تازه کنم
کاش!
بدونم از کدوم جاده میای
تا بشینم لحظه ها به انتظار
دو تا چشمام فانوس جاده بشن
تا ببینی جاده ها رو در شب تار
عشق!
من بیا که اینجا بی تو موندن نداره
بیا تا غصه بمیره من و آروم بزاره
زندگی بی تو یه زندونه برام
کاش!
بدونی عمر من مثل یه مهمون برام
کاش !
بیای تا با صدای قلب تو
جون بگیرم عمر و اندازه کنم
از دلم غصه رو بیرون بریزم
با یه بوسه نفسی تازه کنم!!!!!!!!
نوشته شده
توسط : ساده
نوع مطلب : حرفهای او ,
نظر شخصی به مدیر
خدا كنه یادش باشه امروز تولد منه
وای كه چقدر دلم می خواد بیاد بهم سر بزنه
از روزی كه رفته هنوز خالیه لحظه های من
كاشكی می شد بازم بیاد دوباره پا به پای من
اگه دوباره اون بیاد بهش می گم خوش اومدی
ممنونم از اومدنت ، مرسی از اینكه سرزدی
خدا كنه یادش باشه امروز تولد منه
وای كه چقدر دلم می خواد بیاد بهم سر بزنه
كاشكی هنوز یادش باشه ، دلتنگی های این دلُ
من كه هنوزم یادمه ، شبای توی ساحلُ
می بوسید و نگام میكرد ، بهم می گفت دوست دارم
دست می نداخت دور گردنم ، تا سر رو شونه ش بذارم
خدا كنه یادش باشه امروز تولد منه
وای كه چقدر دلم می خواد بیاد بهم سر بزنه
كاشكی هنوز یادش باشه ، چه طعمی داشت لبای من
روی لباش مونده باشه ، مزه بوسه های من
شاخه گلای سرخشو لای كتابم میذارم
چون هنوزم عاشقشم ، چون هنوزم دوسش دارم
خدا كنه یادش باشه امروز تولد منه
وای كه چقدر دلم می خواد بیاد بهم سر بزنه
نوشته شده
توسط : اسی
نوع مطلب : عمومی ,
نظر شخصی به مدیر
چشمشان با عقلشان همراه نیست بین روح و قلب آنان راه نیست باز میپرسند از من هر زمان
((کیست او... او کجاست)) ؟ ؟
آنکه میریزی بپایش نقد جان
آنکه شعرت مایه از او یافته
آنکه روحت را پریشان ساخته
آنکه تا صبح قیامت یار توست
کیست او؟
او کجاست ؟هر کجا و هر که هست، آشناست
قادر است از خویش بیرونم کند
شادمانم کرده،محزونم کند
میروم هر جا که خاطر خواه اوست
میبرد با خود مرا تا بیکران
فارغم میسازد از کون و مکان
از زمین تا آسمان
در میان کهکشان
در وجودم همچو خون
نقش هستی میزند
چون شرابی لعل گون
شور مستی میزند
من که هستم ؟ پای تا سر نقش او
من که هستم؟
قصه های آرزواودرون قلب پرشور منست
او صفاست او وفاست
هر کجا و هر که هست ، آشناست
او خداست.............
هما میر افشار
نوشته شده
توسط : ساده
نوع مطلب : حرفهای او ,
نظر شخصی به مدیر
دل دیوانه دیشب عالمی داشت
جدا زان چشم غمگینت غمی داشت
شبی بود و شرابی بود و حالی
بداغ سینه سوزت مرهمی داشت
حریمی بود و ساغر پر می ناب
در آن خاموشی شب، محرمی داشت
چنان شد بی خبر از عالم جان
کزین عمر گران گوئی دمی داشت
نبودش شکوه از بی همزبانی
خدا را شکر،دیشب همدمی داشت
صفای این غم دیرین بنازم
که با دل رشته های محکمی داشت
سحر چشم(( ساده)) چون غنچه گل
هنوز از شبنم اشگی نمی داشت
6/5/85
نوشته شده
توسط : ساده
نوع مطلب : حرفهای او ,
نظر شخصی به مدیر